|
شمس تبریزی کیست؟
او چنانچه در کتاب شناخت مولانا از ناصر نجفی - صفحه 21 _ آمده است از اهل تبریز و از خاندان معروف بزرگ امید بود که همگی اسماعیلی مذهب بودند. شمس به آسیای صغیر (روم - قونیه) شام و بغداد سفر کرد و سلسله تصوف آو به استادش ابوبکر سله باف می رسد که سنی مذهب بوده است. این مطلب را جامی در نفحات الانس ص 464نیز آورده است.
جامی در صفحه 466 می نویسد او به سماع و آوازه خوانی به همراه موسیقی و رقص علاقه زیاد داشت و ان را عبادت برتر می دانست. مولوی شاگرد شمس است و بعد از ملاقات با او به سوی رقص و نغمه سرایی رو آورد. در کتاب پله پله تا ملاقات خدا نوشته دکتر زرین کوب صفحه 141 از داستان عشق او در پیری نسبت به دختر جوانی به نام کیمیا خاتون پرده برداشته است و از مشاجره طوفانی شمس با این نو عروس و رفتار خشن شمس دختر جوان پس از یک بیماری سه روزه جوان مرگ می شود.
شاید برای همه جالب باشد که چگونه شمس تبریزی از مرید خود امتحان می گرفت. در نفحات الانس جامی ص 467 چنین آمده است:
روزی خدمت مولانا شمس الدین از مولانا شاهدی التماس کرد مولانا حرم خود را دست گرفته در میان آورد. فرمود که او خواهر جانی من است نازنین پسری می خواهم فی الحال فرزند خود سلطان ولد را پیش آورد فرمود که وی فرزند من است حالیا اگر قدری شراب دست می داد ذوقی می کردیم مولانا بیرون آمد و سبویی از محله جهودان پر کرده بیاورد مولانا شمس الدین فرمود که من قوت مطاوعت وسعت مشرب مولانا را امتحان کردم از هر چه گویند زیادت است.
براستی امتحان چرا؟ و آیا انبیاء و امامان از شاگردان خود امتحان می گرفتند؟ و براستی ملاک مولوی برای انتخاب شمس به عنوان ولی خود چیست؟ و آیا واقعا می شود یک انسان این مقدار بی غیرت شود که همسر خود را به استادش پیش گش کند و بعد نیز پسر خود را؟ |