عـناوين اصلي
Skip Navigation Links
معرفي بزرگان صوفيه
تعريف تصوف
تاريخ پيدايش تصوف
فرق صوفيه
معرفي كتاب هاي رد صوفيه
عقايد و انحرافات صوفیه
اهل بيت عليهم السلام و تصوف
تعامل فلاسفه با صوفیه
صوفیه و استعمار
ريشه هاي غير اسلامي تصوف
نظر بزرگان در تصوف و عرفان
اخبار صوفيه
مقالات
مناسبت هاي اين ماه
عناوين خبري
امکانات سایت
اوقات شرعي
پرسش و پاسخ
گالری عکس
لينك هاي مفيد

پخش زنده حرم هاي معصومين عليهم السلام
 حضرت زهرا (س)
امام حسين عليه السلام
پخش زنده حرم امام رضا عليه السلام

 

 

   

12

بسم الله الرحمن الرحيم

138144054822314821014482832014824805.jpg

 

 

قلم، در قالب سوگ، به محضری پر جود و کرم شتافته است تا بنای فروغ خویش را از مصالح ماندگار توسل و شفاعت ساخته باشد. کلام، از همین راه دور، به زیارتی دلچسب، همت گماشته است تا ارکان واژگان خود را قوام دهد.

انسان امروز، با عطر فضای کاظمی، رهایی را به تجربه می‏نشیند.

امروز فضیلت‏ها در دل‏های کاظمینی به اوج می‏رسند.

امروز شیعیان داغدار، پاره‏ای از دل خویش را در کاظمین می‏گریند و مرثیه‏ها همیشه مسافت‏ها را درهم می‏شکنند و مشهد و کربلاو کاظمین را جلوی چشمانت مجسم می‏کنند.

حال و هوای کاظمین، پر اندوه است. در و دیوار صحن، پذیرای بوسه‏های اشک ماست. امروز همه جای حرم، غم خانه کرده است. پیاله پیاله اندوه ریخته‏اند در لحظات حرم. نگاه افلاک می‏چرخد تا در حریم نهمین نور، قرار یابد.

جوان بود و جوانه امامتش، بهاری‏ترین تصویر روزگار، مولایی که در کودکی، اعجاز امامت را به تصویر کشید و بالیدن بی‏وقفه‏اش، خار چشم دشمنان شد.

چنان عطر و بوی آسمان داشت که زمین، مدهوش تماشایش بود.

چشمه چشمه حکمت و الهام از سینه‏اش می‏جوشیدو هر چه ناپاکی را در زلال عصمتش می‏شست.

مناظره‏های جاهلان را عالمانه پاسخ می‏داد و سد انحرافی معتزله‏ها را به پایداری می‏شکست.

نقشه‏های دقیق مأمون را نقش بر آب و کاخ پوشالی اعتبارش را بر سرش خراب می‏کرد.

مأمون، سنگ بر سنگ کینه می‏نهاد و معتصم، آتش بر آتش انتقام.

حادثه‏ای در راه بود.

محرم خانه بود و نامحرم اسرار.

از اهالی خورشید نبود؛ با نور غریبه بود. می‏خواست حلقه اتصال توطئه‏ای شوم شود. در دستانش گدازه‏های آتش زبانه می‏کشید، وقتی زهر را به جان آسمان می‏ریخت.

سالیانی است کاظمین، غنچه جوان ولایت را میهمان است و ما با حلقه حلقه اشک‏های چشم‏مان، دل‏هامان را به ولایتش پیوند می‏دهیم.

حال که مجال رفتن به کاظمین نداریم، در دیاری نزدیک‏تر، به پابوس پیشوای هشتم می‏رویم؛ غریبی در دیاری آشنا.

آقا سیاه‏پوش و عزادار، به تسلی آمده‏ایم با همه کبوترانه‏های نوحه و ندبه.

سلام بر شما و بر فرزندان و خاندان بزرگوارتان.

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه‏السلام ! السلام علیک یا محمد بن علی الجواد!

بادها مرثیه می‏خوانند            

پاییز، پنجره‏ها را نشانه گرفته است و آسمان، داغ ستاره بیست و پنج ساله‏اش را ضجه می‏زند؛ داغ جوان‏ترین بهار شهیدی را که رفتنش، خواب پلک‏های زمین را آشفته است، داغ امامی که خورشید هم درس‏آموز سخاوتش بود.

سکوت، اندوه لحظه‏ها را دو چندان کرده است.

بغداد، سیاه‏پوش می‏شود با زهر «ام الفضل»هایی که در احاطه شیطانند، با جهل و خیانت «معتصم»هایی که حقیقت خورشید را انکار می‏کنند!

نفرین به دست‏هایی که این داغ بزرگ را بر دل زمین و زمان نشاندند!

نفرین بر چشم‏هایی که بی‏وفایی را از جام نادانی و نفاق سرکشیدند تا کوچه‏ها، مویه گر مولایی شوند که فصاحت و بلاغتش، دل‏های ملحدان را هم به خداوند نزدیک می‏کرد!

باد، تابوت نهمین خورشید امامت را بر دوشت می‏برد؛ به سمت کاظمینی که یک بار پیش از این هم سوگوار خورشیدی دیگر شده بود؛ سوگوار حضرت موسی بن جعفر علیه‏السلام .

کاظمین، هنوز سوگوار داغ شهادت اوست.

 

 

               

 التماس دعا

 

تسليت به مناسبت شهادت حضرت جواد الائمه عليه السلام

 
ارسال شده در تاریخ 1387/9/6 توسط erfan

مـطالـب مــرتبط (آرشيو)

نــــظــرات
برای ارسال نظر بایستی عضو سایت شوید
گالري عكس
پـيـام اخلاقي

 ساعتى ذلّت، برابري نمي كند به عزيز بودن روزگار

منوی اصلی
صفحه نخست
اخبار سایت
درباره ی ما
ارتباط با ما
مطالب پربازديد
کاربران
 
 
ثبت نام

جستجو
آمار سايت
کلیه ی حقوق این سایت متعلق به مرکز مطالعات تحلیلی عرفا و صوفیه می باشد