عـناوين اصلي
Skip Navigation Links
معرفي بزرگان صوفيه
تعريف تصوف
تاريخ پيدايش تصوف
فرق صوفيه
معرفي كتاب هاي رد صوفيه
عقايد و انحرافات صوفیه
اهل بيت عليهم السلام و تصوف
تعامل فلاسفه با صوفیه
صوفیه و استعمار
ريشه هاي غير اسلامي تصوف
نظر بزرگان در تصوف و عرفان
اخبار صوفيه
مقالات
مناسبت هاي اين ماه
عناوين خبري
امکانات سایت
اوقات شرعي
پرسش و پاسخ
گالری عکس
لينك هاي مفيد

پخش زنده حرم هاي معصومين عليهم السلام
 حضرت زهرا (س)
امام حسين عليه السلام
پخش زنده حرم امام رضا عليه السلام

 

 

متن كامل سخنراني آيت الله وحيد خراساني به مناسبت محرم 1430

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين، و الصلاة و السلام على سيدنا محمد و آله الطاهرين، سيما بقية الله في الأرضين، و اللعن الدائم على أعدائهم إلى يوم الدين.
بحث در شروط بود، جون قهرا بحث تمام نميشود، اين بحث مهميه براي بعد، جون پيشامد محرمه، اين آيه بايد مورد تأمل و دقت عميق واقع بشه، "فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة لتيتفقهوا في الدين، اين ماده كه فقه است، و اين هيئت كه هيئت تفقه است، ليتفقهوا في الدين، خود فهم ماده بحث مهمي داره، و اما هيئت بحث آخريه، خلاصه كلام اينه كه بايد فقه دين، فهم دين، هضم بشه در عقل بشر، اولا بايد دانست دين چيست؟، تا دين شناخته نشه، فقه دين شناخته نميشه، "إن الدين عند الله الإسلام"، ديني كه محصول بعثت انبياست، فقه اين دين و فهم اين دين در چه حد از اهميته؟

علت مبقيه اين دين فقط قيام سيدالشهداست، فهم اين مطلب عظيم كه تمام حصيل بعثت انبيا، و نزول همه كتب به اين قيام بستگي دارد، آيا در چه حد از اهميته؟، امروز شبهاتي القا ميشه، بايد عموم شما مجهز باشيد به دو جهت، يك جهت نفي، يك جهت اثبات، ممكن است در اثر تراكم جهل مطلب به اينجا برسد كه بعضي تصور كنند كه اين عزاداريها، اين شور و اين غوغا، إفراط در مطلبه، و موجب وهنه، بايد فهميد چه كساني تعظيم اين روز را و تكريم اين قيام را در اين حد موجب وهن بدانند، چه كسانيند؟، از دو قسم خارج نيستند، يك قسم وابسته هاي به اسلام، يك قسم هم منحرفين از اسلام، أما آنها كه وابسته به اسلامند، و توهم كنند در اين غوغا و اين شور و اين نوا، براي اين روز يعني چه؟، اين مردم در گردابي گرفتارند كه اگر تمام علماشون جمع بشند، قدرت جواب اين مطلب رو ندارند، همونها كه به عاشورا خرده ميگيرند، به شعائر اين مذهب به نظر وهن مينگرند، اينها كساني هستند كه اعتقادشون اينه كه هر شب جمعه، خدا از آسمون مياد به زمين، از اول غروب تا طلوع آفتاب خدا در زمينه، آفتاب كه طلوع كرد بار سفر ميبنده، برميگرده به آسمان، يك همچه ملت موهومي و همچه مذهب موهومي، عرضه اين دارد كه به عاشورا و شعائر تشيع به نظر وهن بنگره، اين قدر فقدان درك، و در اين حد تنزل شعور كه درك نكند اكر شب جمعه خدا در زمينه، آسمان جگونه بي خدا ميمونه؟، در عرض هفته كه خدا برميگرده به آسمان، زمين بي خدا چه ميكند؟، گذشته از آن دقائق فلسفي، قدر اين مذهب رو بدانيد،اينكه ما بگيم مبناي مذهب كسانيه كه امروز با تشيع در افتادند و ادعا ميكنند علمدار توحيدند، غرق در وادي وهم و ضلال، چنين مرمي چه حق دارند كه در عاشورا نظر بدهند؟
دسته دوم كساني هستند خارج از اسلام، آنها هم از پاپ كرفته تا تمام پيروانش، اگر قدرت دارند، از گردان وهم عشاي رباني دربيايند، وهم و عدم ادراك حقيقت، در اين حد اين كلمه كه ميگم با صدها ميليون مسيحيه، به ضميمه رأسشون كه پاپ است، اگر هم قدرتي هست دم بزنند و آن اينه كه اينها در عشاي رباني خميري درست ميكنند و از آن خمير نان ميپزند و آن نان را ميخورند، بعد عقيده پاپ با تمام پيروانش اينه كه عيساي مسيح، همان عيسايي كه كلمه بود، همان عيسايي كه به نص انجيل كلمه نزد خدا بود، همان عيسايي كه به نص انجيل كلمه خود خدا بود، همان عيسى در اين حال خمير ميشه، بعد كه خمير شد، پيروان مسيح اين خدا رو ميخورند، گوشتشون، خونشون، با خدا آميخته ميشه، اين هم اوهام آنهاست، حالا كمال پستي، نهايت دنائت اينه كه در اين مملكت، شعائر حسيني را سست كنيم براي اينكه يك همچه ملتهايي مستغرق در اوهام به نظر خفت به اين شعائر نكاه نكنند، مصيبت اينه، اين اندازه جهل بر مردم سيطره كنه، تصور كنند اين عزاداريها زياده، بايد خرازي بشه، اينه كه فقه دين لازمه، فهم دين لازمه، همه اين مسائل در اثر جهله، تمام اين غوغا در اين مملكت، با همه اين دسته ها، با همه اين هيئتها، همه در مقابل عظمت مصيبت ناجيزه، نه خود او شناخته شده، نه كار او شناخته شده،

محمد بن علي قمي، اون كسي كه علامه حسن بن يوسف مطهر، دو سند شيخ صدوق را به وجود او تصحيح ميكنه، شيخِ شيخِ صدوق، جنين مردي، از علي بن ابراهيم قمي ثقه بثبت، او از ابراهيم بن هاشم، عدل ثقه شيخ القميين في عصره، از از رجّال بن شبيب، موثق به توثيق نجاشي، سند همجه سندي، اين مرد ثقه به توثيق نجاشي گفت: روز اول محرم رفتم نزد علي بن موسى الرضا، خوب دقت كنيد، بفمهيد عاشورا چيه؟ واقعه چه واقعه اي است؟، چيه؟، كه حرفزن، او هم با همچه سندي، اون كسي اين حرف رو ميزنه، كه روايت به سند صحيح كه شيخ انصاري بر طبق آن سند فتوى ميده، زيارت قبرش برابر با هزار حج بيت الله، همچه كسي متكلم در اين بابه، فرمود: يابن شبيب أصائم انت؟ آيا امروز روزه داري؟، گفتم: نه، روز اول محرمه، از اينجا فكر كنيد، فقه در دين، اينه، كه آن لطائف، كه آن دقائق، توجه كنيد تا به عمق مطلب برسيد، روز اول محرم اين غوغاست، بعد كه إستفهام كرد و جواب دادند، فرمود: امروز آن روزي است كه زكريا از خدا خواست، خدا يحيى را به او داد، بركت روز أوله، دهه عزاي او اينه، حديث مفصله، ما قسمتي را قريب به مضمون ميكيم، بعد شرح دعاي زكريا را فرمود، و اجابت اين دعا را، آنوقت فرمود: هركس اين روز را روزه بكيره دعاي او مثل دعاي زكريا مستجاب ميشه، اين فاتحه مطلبه، بعد جمله اي كه فرمود كه گفتنش براي من مشكله، تا برسه به فهميدنش، فرمود: يابن شبيب، إن كنت باكيا على شئ فابكي على الحسين، إن كنت باكيا على شئ، على شئ، كو فقيه؟، إن كنت باكيا على شئ، مفهومي اعم از شئ كه هست، يعني مصيبت تمام انبيا، همه در اين مفهوم مندرجه، مصيبت تمام اوليا، مصيبت تمام شهدا، همه در مفهوم شئ مندرجه، إن كنت باكيا على شئ، فابكي على الحسين، كه بود؟، چه كرد؟، چه واقعه اي بود؟، ديگر همه أهل فضليد، بريد فكر كنيد، اگر روز ابراهيم به نظرت آمد، لايوم كيوم الحسين، اگر روز موسى پيش چشمت آمد، لايوم كيوم الحسين، اگر روز عيسى در نظرت آمد، لا يوم كيوم الحسين، يك جمله ديگر كافيه، فرمود: ابي، پدرم، از جدم، روايت كرد: لما قتل الحسين، امطرت السماء دما و ترابا أحمر، پدرم از جدم به من خبر داد كه وقتي حسين كشته شد از آسمان خون باريد، واقعه چه واقعه اي است؟ قضيه چه بود؟، ثعلبي نوشته، خوب دقت كنيد، نه تنها ثعلبي، سيوطي، نه تنها سيوطي، مورخين عامه، محدثين عامه، مفسرين عامه، هم از رجال تفسير، هم از رجال حديث، تمام اينها اين قضيه را نوشته اند كه وقتي كشته شد، شش ماه تمام افق سرخ بود، ابن جوزي، اينها رو براي سنيها ميگم كه روز عاشورا وظيفشونه بدونند، تا به داستان ديگري است، ابن جوزي در تحليل مطلب بيانش اينه كه وقتي غضب غلبه ميكنه، صورت سرخ ميشه، چون ذات قدوس رب الأرباب از جسم منزهه، ظهور غضبش در قضيه شهادت حسين بن علي اين حمره در آفاق بود، اين كلام بزرك فحل سنيه، قضيه اينجور مسلمه كه نوبت رسيده به توجيه علميش، اين از نظر عامه، اما از نظر خاصه، از نظر شيعه وظيفه چيه؟، باز بيان امام هشتم ما لازمه، من ميگويم و بعد فكر كنيد، آنها كه ميگند:
به اين سينه ها نزنيد، زنجير را نزنيد كه ضرر داره، اين شبهات را يك عده عوام در مغز مردم القا ميكنند،

بايد شما با كمال قدرت مجهز به فقه اين دين باشيد، از شيخ طوسي تا شيخ انصاري، تمام جمع بشند ارزش يك نفس امام هشتم را ندارند، گذشته از اين، از سلمان بگير بيا به بعد، تمام بايد فدا بشند تا يك نفس او باقي بمونه، همچه كسي فرمود: إن يوم الحسين أقرح جفوننا و أسبل دموعنا، إمام هشتم گريه اش در اختيارشه، اما بيان علي بن موسى اينه: إن يوم الحسين أقرح جفوننا، چقدر بايد گريه كرده باشه كه باب اين مژه ها همه مجروح شده، اين جراحت چشم امام هشتمه، او ميداند چه واقعه اي رخ داد، او ميداند چه خبر شد؟، اگر بخواهيد بفهميد قضيه جيه؟، بايد از قرآن شروع كنيم، خوب به اين آيات دقت كنيد، أول عرش رو بشناسيد، عرش جيه؟، فتعالى الله الملك الحق لا إله إلا هو رب العرش الكريم، وقت نيست ما اينها را شرح بدهيم، فقط إشاره براي شما بسه، خوب دقت كنيد در چه جاهايي كلمه عرش آمده، الله لا إله إلا هو رب العرش العظيم، آنجا عرش كريم، اينجا عرش عظيم، و هو الغفور الودود ذو العرش المجيد، اينجا باز عرش مجيد، نسبت به امر خودش: ثم استوى على العرش يدبر الأمر، تدبير أمر را وقتي بيان ميكنه، ثم استوى على العرش يدبر الأمر، و ترى الملائكة حافين من حول العرش، به پيغمبرش، وقتي مقام توكل او را ميفرمايد: از ناحيه او اينه: توكلت و هو رب العرش العظيم، به مرحله تسبيح كه ميرسه: فسبحان الله رب العرش عما يصفون، الذين يحملون العرش، و من حوله يسبحون بحمد ربهم، إنه لقول رسول كريم ذي قوة عند ذي العرش مكين.
همچه عرشي با اين عظمت، وقتي برد حبيبش را به ملأ أعلى، آن فيضي كه در عظمت آن فيض فرمود: سبحان الذي أسرى بعبده ليلا، برد تا آنجا كه و أوحى إلى عبده ما أوحي، فرمود: وقتي به عرش نظر كردم، ديدم بر قائمه عرش نوشته: إن الحسين مصباح الهدى و سفينة النجاة، كسي كه عظمتش اينجا رسيده كه عرش را اينجنين وصف كرده، آن عرش را به نام او مزين كرده، حالا بايد فهميد چرا گفت: إن يوم الحسين أحرق جفوننا، إين عزاداريها ناچيزه، سال به سال بايد اين مملكت عوض بشه، بايد عاشورا هر سال از نظر كم، از نظر كيف، بالاتر بشه، بايد بدانيد مردم، اين كار هر روزه است، ملائكه حفظه سير ميكنند از زمين به آسمان وقتي ميخواهند بروند به ملأ أعلى، برنامه اينه: همه ميروند به زيارت سيدالشهدا، بهت آوره اين حرفها، روايت اينه، وقتي وارد حائر ميشوند، تا صبح ملائكه اي كه در حرمند با آنها صحبت نميكنند، تا صبح، مصافحه ميكنند أما صحبتي نيست، چرا؟، چون تا صبح گريه ميكنند، طلوع آفتاب كه ميشه با حفظه حرف ميزنند، بعد ميرند، عظمت مصيبت اينه، بعد كه ميروند به ملأ أعلى، لا إله إلا الله، فاطمه زهرا، صديقه كبرى، با هزار پيغمبر، با هزار وزير، با هزار شهيد، با هزار هزار از كروبيين روبرو ميشه با اين ملائكه كه زوار قبر حسينند، روايت اينه، وقتي به اينها برميخوره، شهقه ميزنه، صيحه ميزنه، تمام ملائكه آسمان هم دست از تسبيح و تهليل برميدارند در أثر شهقه فاطمه زهرا، اين مشكل حل نميشه تا خبر به پيغمبر ميدهند، رسول خدا مياد، بعد تسليتش ميده، صبر كن، جرا؟، چون وقتي برميگرده نگاه ميكند منظره را ميبينه، من يك كلمه ميكم تا همه بفهمند مصيبت چقدره؟ إن يوم الحسين أقرح جفوننا، يابن شبيب إن الحسين ذبح كما يذبح الكبش، لا إله إلا الله، ترجمه نميشه، أما مصيبت آن .. تشنه لب کشته شد .. حال بينه و بين السماء كالدخان...

 

 

ارسال شده در تاریخ 1387/12/26 توسط erfan

مـطالـب مــرتبط (آرشيو)

گالري عكس
پـيـام اخلاقي

 ساعتى ذلّت، برابري نمي كند به عزيز بودن روزگار

منوی اصلی
صفحه نخست
اخبار سایت
درباره ی ما
ارتباط با ما
مطالب پربازديد
کاربران
 
 
ثبت نام

جستجو
آمار سايت
کلیه ی حقوق این سایت متعلق به مرکز مطالعات تحلیلی عرفا و صوفیه می باشد